وقاحت حقوق بشری آمریکا!

سیاست منافق‌گونه و استانداردهای دوگانه آمریکا و غرب در مباحث حقوق بشری و تروریسم، تاریخی به قدمت صدها سال دارد که تنها مروری بر وقایع اخیر قرن جاری، صحت این مدعا را ثابت می‌کند. وقایع خون‌باری که طی دهه گذشته روی‌داده است نشان می‌دهد تنها استانداردی که جهان غرب را برای برچسب زدن به کشتار انسان‌ها به‌عنوان حادثه تروریستی متقاعد می‌کند یا سیاستمداران آمریکایی و اروپایی را به موضوعات حقوق بشری وارد می‌کند، «منافع» و «ارزش‌های منحط غربی» است.
در منطق آمریکا، غرب و سازمان‌های به‌اصطلاح بین‌المللی، تنها کسانی می‌توانند حق حیات داشته باشند که خطری برای منافع و آرمان‌های آن‌ها تلقی نشوند و در این مسیر به خود اجازه می‌دهند که برای فشار بر کشورهای غیرهمسو با سیاست‌های استکباری، هم‌زمان با حمایت از گروه‌های تروریستی و افروختن آتش جنگ، از ابزار حقوق بشر، آزادی و ... نیز استفاده کنند.
با این رویکرد، عربستان به‌عنوان کشوری که پدرجد تروریست‌ها و تأمین‌کننده منافع اقتصادی برای غربی‌ها است، همواره دارای استانداردهای حقوق بشری مطلوب است، ولی جمهوری اسلامی ایران در کسوت یک نظام سیاسی مردم‌سالار و متکی به آراء عمومی را نه‌تنها باید متهم به نقض حقوق بشر کرد، بلکه باکمال وقاحت، باید او را به همین دلیل تحریم نیز نمود! حوادث تروریستی فرانسه، انگلیس و آمریکا از نگاه مقامات غربی شنیع‌ترین شکل تروریسم است که بارها با تظاهر به دفاع از حقوق بشر، اشک تمساح برای قربانیان ریخته‌اند اما حادثه تروریستی اخیر تهران ازنظر رئیس‌جمهور آمریکا، شری است که ایران به دلیل حمایت از تروریسم گرفتار آن شده است! برخی رسانه‌ها تلاش کردند چنین واکنشی از سوی ترامپ را عجیب و غیرمنتظره جلوه دهند، درحالی‌که مرور واکنش سایر مقامات آمریکایی نسبت به این حادثه، اقدامات خصمانه آمریکا علیه کشورمان و اذعان به تلاش آمریکا برای ایجاد داعش با هدف ضربه زدن به جمهوری اسلامی ایران از سوی مقامات آمریکایی و توصیه آن‌ها به  اتخاذ چنین مواضعی نه‌تنها جای تعجب باقی نمی‌گذارد بلکه اگر موضعی غیرازاین از مقامات آمریکایی شاهد بودیم جای شگفتی و تعجب داشت.
به تعبیر روزنامه واشنگتن‌پست، «کاخ سفید معمولاً عادت دارد خیلی فوری در خصوص حملات تکفیری‌های داعش به کشورهای دیگر ازجمله، پاریس، لندن، منچستر و حتی فیلیپین اظهارنظر کند اما بعد از گذشت چندین ساعت از حمله تروریستی تهران، به‌طور آشکار سکوت اختیار کرده و ساکت بود»؛ وقتی هم که نوبت به اظهارنظر شد، «دونالد ترامپ» آن اظهارنظر شرم‌آور را بیان کرد و «دینا روراباکر»، نماینده جمهوری‌خواه مجلس نمایندگان آمریکا نیز با اظهار اینکه «حملات داعش در تهران خوشحال‌کننده و به نفع ‏آمریکا بود»، نمای پلید، تروریست پرور و ضدحقوق بشری سیاست‌گذاران این کشور را نشان داد.
در طول بیش از 6 سال گذشته تا زمانی که تروریست‌ها با پول و سلاح آن‌ها مردم بی‌گناه منطقه را می‌کشتند و آواره می‌کردند، عکس‌العملی از آمریکا و اروپا مشاهده نشد، اما به‌محض اینکه تروریسم به خانه برگشت و پایتخت‌های غربی را هدف حملات کور خود قرار داد، مبارزه با تروریسم، تشکیل ائتلاف دروغین ضدداعش در اولویت گرفت و همان گروه‌های متوحشی که برای تجزیه منطقه گسیل کرده بودند، این‌بار انگ «تروریستی» خوردند! غربی‌ها حتی عربستان را که دوست و دشمن آن را حامی درجه‌یک تروریست‌ها می‌دانند، با خود در این مسیر همراه کرده و در سفر اخیر ترامپ به ریاض، نشست‌هایی را برای به‌اصطلاح مقابله با تروریسم برآمده از افراط‌گرایی و منزوی کردن ایران به بهانه حمایت از تروریسم – بخوانید جبهه مقاومت - برگزار کردند. اگر جنگ‌افروزی امری قبیح است، چه در ایران و چه در عراق و سوریه، محکوم است و سکوت مر‌گبار آمریکایی‌های داعیه‌دار حمایت از حقوق بشر، صلح و مبارزه با تروریسم در برابر عربده‌کشی‌های مقامات سعودی برای جنگ با ایران، معنایی جز تأکیدی دوباره بر استاندارد دوگانه کاخ سفید در مورد حقوق بشر و تروریسم ندارد.
چرا ترامپ که خود را سردمدار مبارزه با خشونت و جنگ‌طلبی در جهان می‌داند، به اظهارات آن مقام عربستان که گفته بود «جنگ را به خاک ایران می‌کشانیم» یا خرعبلات «عادل الجبیر»، وزیر خارجه سعودی مبنی بر ضرورت تنبیه ایران به دلیل آنچه وی حمایت کشورمان از تروریسم خوانده بود، چراغ سبز نشان می‌دهد و بر اساس اخبار موثق، برای انجام عملیات تروریستی و فشار بر ایران اسلامی با سعودی‌ها لابی می‌کند ؟ آیا جز این است که جمهوری اسلامی زیر بار هژمونی آمریکا نرفته و حاضر نیست به یانکی‌ها باج بدهد و آیا همین استانداردهای دوگانه ایجاب نمی‌کند که کاخ سفید برای دوشیدن سعودی‌ها و به چنگ آوردن منافع هنگفت اقتصادی، ایران را حامی تروریسم بنامد ؟ این در حالی است که اگر ورود مستشاری ایران به عراق و سوریه نبود، چه‌بسا داعش پس از عراق و سوریه، دولت خلافت را در ریاض برپا می‌کرد و اثری از آل‌سعود باقی نمی‌ماند.
سؤال اساسی این است که چگونه کشوری با چنین پرونده‌هایی کثیف و آلوده، می‌تواند پرچم ادعای حقوق بشر و صلح‌دوستی را در دست بگیرد؟ رهبر حکیم انقلاب اسلامی بر اساس همین واقعیات غیرقابل خدشه است که وقاحت آمریکایی‌ها را این‌گونه تشریح می‌کنند: «من تعجب می‌کنم آمریکایی‌ها خجالت نمی‌کشند اسم حقوق بشر را می‌آورند. هر کس دیگری در دنیا ادعا بکند طرفدار حقوق بشر است دولت‌مردان آمریکا نباید این ادعا را بکنند، بااین‌همه فضاحتی که در کارنامه آن‌ها نسبت به حقوق بشر هست... امروز آمریکا در میان افکار عمومی مردم دنیا منفور و منزوی است؛ شعارهایشان هم دیگر در چشم مردم رنگ و رویی ندارد و کسی باور نمی‌کند. چه کسی باور می‌کند که رژیم آمریکا طرفدار حقوق بشر و طرفدار دموکراسی است؟»
برخلاف رسوایی مدعیان حقوق بشر در محکوم کردن یا نکردن مغرضانه کشتار انسان‌های بی‌گناه، ایران اسلامی تحت هیچ شرایطی حاضر به مصالحه در اصول انسانی نیست و حوادثی همچون انفجارهای تروریستی الکراده بغداد و ضاحیه لبنان را به همان اندازه محکوم می‌کند که حملات تروریستی به منچستر، پاریس و آمریکا را. اگر آمریکا و عربستان از منافقین، داعش و گروه‌های تروریستی برای انجام عملیات تروریستی علیه کشورمان استفاده می‌کند، در مقابل اما جمهوری اسلامی با حمایت از هسته‌های مقاومت، دفاع از امت اسلامی – چه شیعه و چه سنی – در برابر توحش تروریست‌های اجیرشده استکبار در سراسر منطقه را معیار کار خود قرار داده است و با تمام توان از کیان جهان اسلام در برابر توطئه‌های استعمار نوین دفاع می‌کند.
جبهه عبری، غربی، عربی باید بدانند که نظام آرمانی نظام جمهوری اسلامی به‌گونه‌ای مهندسی‌شده است که ضمن اصرار بر چارچوب‌های اخلاقی – انسانی و حمایت از حقوق همه انسان‌ها فارغ از رنگ، نژاد و مذهب آن‌ها به‌ویژه مسلمانان و مظلومین در اقصی نقاط دنیا، اجازه تهدید مرزها و تضعیف امنیت ملی خود را به هیچ کشوری نمی‌دهد و در صورت تعرض مزدوران نظام سلطه به نظام اسلامی، با مشت آهنین مردم و مسئولین مواجه خواهند شد.
 

نویسنده: Reference: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید