بحران مسجد الاقصی؛ چشم انداز تیره صلح خاورمیانه

   در دوهفته اخیر و از زمانی که چند عرب اسرائیلی دو پلیس صهیونیست را در نزدیکی مسجد الاقصی به قتل رساندند، رژیم صهیونیستی این مسجد را تعطیل کرده و تدابیر شدید امنیتی را بر آن حاکم ساخته است.

در نتیجه چنین اقداماتی، سرزمینهای اشغالی و بویژه مسجد الاقصی، صحنه خشم و اعتراضات گسترده مسلمانان ضد اسرائیل در اعتراض به اعمال محدودیت های بی سابقه علیه فلسطینیان در قدس بوده است. البته اعتراضات تنها به سرزمینهای اشغالی محدود نشده و تظاهرات مسلمانان در برخی کشورهای اسلامی از جمله مالزی، اردن، یمن و ترکیه را نیز در پی داشته است.

میزان اعتراضات در کشور اردن که از سال 1994 میلادی، تولیت رسمی مجموعه مسجدالاقصی را بر عهده گرفته است، بالاتر بوده و جمعه گذشته نیز هزاران نفر پس از نماز جمعه در خیابان‌های امان و شهرهای دیگر اردن تظاهرات و به اقدامات اسرائیل در مسجدالاقصی اعتراض کردند و فراخوان جهاد دادند.

حال با بروز تنشها و بحرانی جدید در مناسبات فلسطینیان و رژیم صهیونیستی، نگاهی به عملکرد هر یک از طرفهای بحران و کشورهای حامی آنها، به خوبی پرده از وضعیت جدید خاورمیانه بر می دارد. وضعیت رژیم صهیونیستی که کاملا مشخص است.

این رژیم همچون همیشه از حملاتی که بر علیه نیروهایش می شود، نهایت استفاده تبلیغاتی را می برد و با مظلوم نمایی و طرح خطرات امنیتی که آن را تهدید می کند، به تقویت توان نظامی، خریدهای تسلیحاتی بیشتر و افزایش تدابیر امنیتی در مکانهای مقدس مسلمان می پردازد. در مورد اخیر نیز مقامات این رژیم افرادی که از طرف اداره اوقاف اردن مسئول نگهداری مسجد الاقصی بودند را برای اولین بار از مسئولیتشان خلع و سربازان خود را جایگزین آنان کردند.

آنها همچنین اقدام به نصب دوربین‌های مداربسته در ورودی مسجد‌الاقصی در بخش قدیمی بیت‌المقدس و نصب معبر و فلزیاب امنیتی در مسجد الاقصی نیز کرده اند؛ فعالیتهایی که باعث خشم فلسطینیان و درگیری با نیروهای اسرائیلی شده و در روزهای گذشته به کشته شدن دست کم چهار فلسطینی انجامیده است.

اما در سمت کشورهای اسلامی نیز همچون همیشه تنها حربه موجود 'محکوم کردن' اقدامات رژیم صهیونیستی بود؛ آنهم محکومیتی که بر خلاف گذشته دیگر جدیت و قاطعیتی در آن به چشم نمی خورد و سیاست «یکی به نعل و یکی به میخ زدن» برخی کشورهای عربی، هر گونه نگرانی اسرائیل را از این گونه محکومیتها از بین برده است.

«سازمان همکاری اسلامی» در واکنش به اقدامات رژیم صهیونیستی، در روزهای 29 و 30 تیرماه (20و 21 ژوئیه) با مشارکت سازمان ملل متحد، کنفرانسی بین‌المللی درباره بیت المقدس در باکو، پایتخت جمهوری آذربایجان برگزار کرد و در آن از جامعه جهانی خواست به تعهدات خود برای پایان دادن به اشغال گری های رژیم صهیونیستی، حل مشکل آوارگان فلسطینی و کمک به راه حل دو دولت در فلسطین عمل کنند.

با این وجود از سازمانی که از یکسو اعضای آن از اختلافات عمیق سیاسی با یکدیگر رنج می برند و برخی از آنها همچون عربستان و حامیانش در پی تحریم و بحران سازی برای سایر کشورهای اسلامی هستند و از سوی دیگر میزبان ان یعنی جمهوری آذربایجان نیز مناسبات تنگاتنگ سیاسی و نظامی با اسرائیل دارد؛ نمی توان انتظار داشت نشست آن دستاوردهای بزرگی برای رهایی مردم فلسطین و پایان بحران خاورمیانه داشته باشد.

نکته دیگر آنکه به جز جمهوری اسلامی ایران که همواره صادقانه و تمام و کمال در کنار ملت فلسطین ایستاده و در بحران اخیر نیز حمایت قاطعانه خود را از آنها اعلام کرده است، در سایر کشورهای اسلامی 'حمایت های واقعی' تنها از جانب ملتها بوده است نه دولتها! البته هر چند دولتهای عربستان، قطر، تونس، لبنان، اردن و مصر در ظاهر اقدامات رژیم صهیونیستی در مسجد الاقصی را محکوم کرده اند؛ اما مناسبات پنهان و آشکار آنها با رژیم صهیونیستی تیغ آنها را در مقابل این رژیم کند ساخته و کوس رسوایی آنها را به صدا دراورده است.

در واقع به همین دلیل است که درست در زمانی که کشورهای عربی ظاهرا در مقابل اسرائیل موضع گرفته اند، روزنامه اسرائیلی «معاریو» در مطلبی رژیم صهیونیستی را معشوقه پنهان عربستان معرفی کرده، از سیاست کابینه اسرائیل در پنهان کردن روابط محرمانه خود با عربستان انتقاد نموده و خواستار آن شده است که مقامات اسرائیلی دیگر دیدارهای محرمانه با مقامات سعودی را انکار نکنند و با علنی کردن روابط خود با عربستان، منافع کشورشان را بهتر و جدی تر پیگیری کنند!!!

در چنین شرایطی به نظر می رسد بحران فلسطین که یک سمت آن دولتی جعلی، با نیروهای تبلیغاتی وسیع و جهانی و حامیانی پایدار قرار دارد و سمت دیگر آن ملتی مظلوم بدون دولت دارای حاکمیت و مردم گرا و حامیان منطقه ای این چنین متزلزل و دو رو، چشم انداز و دورنمای روشنی از صلح و ثبات را برای منطقه خاورمیانه به نمایش نمی گذارد.

فقدان توازن موجود در نیروها و امکانات دو طرف از یکسو و حقانیت تاریخی و مذهبی مردم فلسطین در سرزمینهای مقدس از سویی دیگر سبب می شود که بحران خاورمیانه در سالهای آتی نیز همچون استخوانی در لای زخم باقی بماند؛ مگر اینکه کشورهای عربی در نهایت به این جمع بندی برسند که دشمنی با خودی ها و بازی در زمین اسرائیل، رنگ آرامش، صلح و ثبات را از همه کشورهای منطقه خواهد گرفت.

 

نویسنده: Reference: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید