نکته راهبردی در ارتباط با پیروزی فلسطینی‌ها در معرکه اخیر مسجدالاقصی

پیروزی مردم فلسطین در مسجدالاقصی و به شکست کشاندن پروژه صهیونیستی برای سیطره بر آن نکاتی مهم را در ارتباط با موضوع نخست جهان اسلام به ما گوشزد می کند.

 طی دهه های اخیر پس از اشغال فلسطین در سال 1948 همواره نگاهی مبتنی بر این اصل وجود داشته و ریشه دوانده که "اسلام و مسلمانان جهان در موضع ضعف قرار داشته و چاره ای جز مقهور شدن در برابر اراده قدرتهای غربی و مولود صهیونیستی آنها در منطقه ندارند".همین ایده و تفکر در سالهای اخیر میان برخی کشورهای منطقه چنان نهادینه شده که آنها با  به فراموشی سپردن مسئله نخست جهان اسلام، هروله کنان به سوی دوستی با رژیمی شتافته اند که زمانی در جنگ مستقیم با آن قرار داشتند!

سوال اساسی اینجاست:  آیا از زمان اشغال فلسطین تاکنون، اصول راهبردی سران صهیونیسم در تعامل با جهان اسلام تغییر پیدا کرده است؟ یا اینکه رویکرد دولت های به اصطلاح اسلامی منطقه دستخوش تحولات درونی شده است؟

 

پاسخ قطعا گزینه دوم است. برای اثبات این مسئله کار سختی پیشرو نداریم. تصمیم سازان صهیونیست طی دهه های اخیر نشان داده اند از هیچ گزینه ای برای تثبیت موجودیت متزلزل خود در منطقه چشم پوشی نمی کنند. در نگاه صهیونیستها کشورهای منطقه تا زمانی دشمن محسوب می شوند که منافع تل آویو را تامین نکنند، خط قرمز به معنای خاص در تعامل با هیچ کشوری در منطقه برای آنها وجود ندارد، تنها خط قرمز راهبردی آنها که همه قوا و جریانها و اقشار به آن تمسک و پایبندی همیشگی دارند "اصل برپایی و حفظ توانمندی های کشور یهودی" است. در راستای این اصل گاهی رژیم شاه در ایران همپیمان تل آویو است و چند دهه بعد پادشاهی ملک سلمان در عربستان سعودی...

 

تحولات سالهای اخیر اما نشان داده متاسفانه برخی دولتهای عربی با کنار نهادن اصول اساسی جهان اسلام دست دوستی به سوی دشمن اصلی جهان اسلام دراز کرده اند تا بلکه از این طریق رقبای اسلامی خود را در سطح منطقه حذف کنند!

 

نکته هشدار  آمیز همین جاست: چگونه است که صهیونیست ها هرگز طی دهه های اخیر دست از اصل وجودی خود (تقویت پایه های کشور یهودی) بر نداشته و همواره در پی تقویت آن بوده اند اما برخی کشورهای اسلامی که داعیه رهبری جهان اسلام را دارند دچار استحاله شده و مسئله فلسطین را رها کرده اند ؟!

 

در ایران اسلامی نیز دیدگاههای انحرافی در این زمینه میان برخی روشنفکران قابل مشاهده و رصد است، که البته جای بسی تاسف دارد. در اکثر این تحلیل ها که لزوم تعامل با غرب و به صورت تلویحی پذیرش موجودیت شوم صهیونیستی را ترویج می نماید جای خالی اراده الهی و مشیت باریتعالی کاملا مشاهده می شود. همچنین بسیاری از این تحلیلها در محیط تئوری بدست آمده و به واقعیات در میدان عمل توجهی ندارند.

 

تحولات اخیر مسجدالاقصی آخرین نمونه از شکست نظری و عملی نگاه سازش کار در برابر نگاه انقلابی در سطح منطقه بود که لازمست زوایای آن به خوبی روشن و برای افکار عمومی موشکافی شود.

رژیم صهیونیستی پس از عملیات مسجدالاقصی که به هلاکت دو نظامی صهیونیست منجر شد، تصمیم به بستن قبله اول و نصب موانع امنیتی و دوربین های مراقبتی در آن گرفت؛

1. در برخورد با این تحول نگاه نخست (سازش) حول محور مذاکره با اشغالگران جهت برچیدن موانع امنیتی می چرخید.  اما نگاه دوم (مرجعیت دینی فلسطین)  گزینه مقاومت مردمی با تکیه بر پشتیبانی الهی را انتخاب کرد.

2. صهیونیستها در ابتدا از ارائه هر گونه امتیازی و کوتاه آمدن از موانع امنیتی سرباز زدند اما با مشاهده وحدت فلسطینی ها در اعتراضات خود در قدس، کرانه باختری ، غزه و اراضی اشغالی 1948 نخستین ضربه را متحمل شدند ، چه آنکه در جریان همین تحولات بار دیگر لزوم آشتی ملی فلسطینی از سوی رهبران فتح و حماس به طور جدی مطرح شد.

3. تحلیلگران صهیونیست در جریان تحولات مسجدالاقصی اذعان نمودند این حوادث نشان  داد مالکیت مسجدالاقصی نه اسرائیلی و نه اردنی است بلکه صرفا به مردم فلسطین و اهالی قدس اختصاص دارد.

4. نکته مهم مغفول مانده در جریان تحولات مسجدالاقصی این بود که همه معترضان فلسطینی در خیابانهای قدس و اطراف مسجدالاقصی مردان ، زنان، کودکان و جوانانی بودند که دارای کارت هویت اسرائیلی بودند. این مسئله نشان داد با وجود استحاله برخی دول عربی، ملت فلسطین با وجود گذشت چندین دهه اشغالگری و ستم هویت اصلی خود را فراموش نکرده و زیر بار آنچه با توطئه غرب در منطقه متولد شده نرفته است.

 

5. تحولات اخیر بار دیگر جایگاه والا و رفیع مرجعیت دینی را در جهان اسلام گوشزد کرد. مردم فلسطین به ویژه اهالی قدس شریف از همه اقشار تحت لوای مرجعیت دینی چنان پیروزی مهمی را رقم زدند که سران عرب شاید حتی با سالها مذاکره با صهیونیستها توان تحقق آنرا نداشتند.

 

6. تحولات اخیر نشان داد الگوی اصلی تحقق پیروزی بر رژیم صهیونیستی داشتن وحدت رویه در سیاستها و اقدام عملی مبتنی بر مقاومت و ایستادگی مردمی است. در واقع نگاهی به تحولات دهه‌های اخیر از زمان تاسیس رژیم غاصب صهیونیستی نیز نشان می دهد که تل آویو هرگز امتیازی به دولت‌ها و حکومت‎‌ها نداده است، بلکه همواره در برابر گروهها و مقاومت های مردمی متحمل شکست‌های سنگین شده است.

 

7. مسجدالاقصی باید اصل وحدت جهان اسلام قرار گیرد. مسجدالاقصی بهترین محور وحدت کشورهای اسلامی است که حتی در صورت فقدان این وحدت در سطح دولت ها و حکومت ها،  اقشار مردمی می توانند با سرلوحه قرار دادن آن مجد و پیروزی جهان اسلام را محقق سازند. تحولات اخیر مسجدالاقصی این مسئله را به خوبی نشان داد.

8. سران عرب همپیمان با تل آویو در پی تحولات اخیر حکومت های خود را در خطر آغاز موج جدید قیام‌های مردمی دیدند. این مسئله نشان می دهد مسجدالاقصی از چنان قدرتی در جهان اسلام برخوردار است که توان به لرزه درآوردن عرش حکومت سران عرب را دارد. از سوی دیگر، تحولات مسجدالاقصی نشان داد تلاش‌های سران عرب برای عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی بدون حل مسئله اصلی جهان اسلام یعنی مسئله فلسطین، قدس و مسجدالاقصی بیشتر شبیه خانه ای روی آب است.

9. مرجعیت دینی فلسطین در تحولات اخیر مقهور اراده حکومت‌ها و دولت‌ها نبود. این نهاد دینی با حفظ وحدت ضمن حفظ استقلال عمل، تنها منافع ملت فلسطین و خط قرمزهای دینی را در نظر گرفت و حتی بر خلاف درخواست های اردن که صاحب حاکمیت بر مسجدالاقصی شناخته می شود، حرکت کرد. این حرکت بر اساس اراده و خواست مردمی نیز در نهایت موفقیت را رقم زد.

10. عاملان اصلی پیروزی مردم فلسطین و در درجه اول 15 شهید فلسطینی بود که خون خود را فدای مسجدالاقصی کردند. این تحولات بار دیگر ثابت کرد که خون شهیدان هرگز به هدر نمی رود و همچنان با وجود استفاده رژیم صهیونیستی از هر گونه تجهیزات امنیتی و نظامی پیشرفته، معادلات دیگری نیز وجود دارد که در نهایت روند تحولات را تعیین خواهد نمود.

11. تحولات مسجدالاقصی بار دیگر  انحراف کشورهای عربی و اسلامی از مسئله فلسطین و عدم توجه آنها به مسئله قدس و مسجدالاقصی را به اثبات رساند. نکته مهم اینکه در تحولات اخیر بحث گروه و جریان خاصی در فلسطین مطرح نبود و موضوع تنها به اصل مسئله فلسطین و مسجدالاقصی مربوط بود.  در نهایت سران این کشورها پس از پیروزی مسجدالاقصی در  تلاش برای سوار شدن بر موج پیروزی بیانیه هایی را منتشر کردند که با واکنش منفی افکار عمومی جهان عرب به ویژه فلسطینی ها مواجه شد.

12. اما در نهایت باید تاکید کرد که تحولات اخیر مسجدالاقصی ثابت کرد مسله فلسطین ، قدس و مسجدالاقصی با وجود کید دشمنان هنوز هم مسئله نخست امت اسلامی است و باید مرکز ثقل تحولات آینده منطقه و جهان را در قدس و مسجدالاقصی بجوییم.

 

نویسنده: Reference: تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید