فراگیری کرونا ، فرّ فرخنده صلح ، فروزانی حقوق بشر

صالح نقره کارحقوقدان و وکیل پایه یک دادگستری در نوشتاری با عنوان« فراگیری کرونا ، فرّ فرخنده صلح ، فروزانی حقوق بشر» که در اختیار شفقنا قرارداد، این گونه آورده است:

بحران جهانگیر” کرونا “ باعث شد تا بیشتر به بی مرزی دنیا و شباهت ساکنان ان واقف شویم.درک کنیم که همگان در یک کشتی نشسته ایم و حساسیت و همدلی بیشتری در سطح جهان شکل دهیم.همذات پنداری و حس همدردی وقتی که همه را در معرض خطر دیدیم و رنگ و جنس و طبقه و پاسپورت و جهان چندم بودن و جی دی پی و دین و ایین را اعتباریاتی مقهور این ویروس منحوس بی مرز شناختیم ،ما را یک پله بالا تر نشانید.این حس همنوع گرایی و همدردی،بستر ادراک مشابهت ها و مبنای یک خیزش برای تدابیر مشترک خیرخواهانه خواهد بود.با همه تلخ کامی ها ، ان را غنیمت بشماریم.سرنوشت اتیه جهان چونان سرگذشت تاریک ان رقم نخواهد خورد!
انسان معاصر بیش از همیشه، جهان – وطنی را حس می کند.رعایت اخلاق جهانی شدن برای ما زمین نشینان دوران حاضر یک ضرورت انکار ناپذیر قلمداد می شود.در این فرایند باید مسئولیت های اخلاقی انسان ها را باز تعریف کنیم و در قاموس جهانشمول ، خوانشی نو از حقوق-تکالیف برای خود،نهادهای ملی ،شهروندان و ملت ها و دولت ها و سازمان های بین المللی داشته باشیم.
کرونا ،دست ساز یا طبیعت ساز ، توطئه یا تصادف ، سلاح بیولوژیک یا شعبده اکولوژیک، ما را به این اندرز اخلاقی ،قاعده طلایی و حکمت الهی متعاقد می سازد که انچه بر خود نمی پسندیم بر دیگران نپسندیم.اسیب دیگران اسیب ما خواهد بود.هیچ خانه ای امن نمی شود مگر خانه همسایه و مجاورین ایمن باشد.ادمی دوست دارد حقوق و کرامت وی محترم و موقر باشد.رها از ترس و ازاد از نیاز ،تعرض نبیند و تنعم داشته باشد.
قهر قهار و نفس قدار انسانی انگاه مبدل به لطف شکرافشان و رحمت فراگیر می شود که حدود وشئون خود را ذیل احترام به حقوق سایرین تعریف و تنظیم کند تا حقوق متقابل بشر در مقیاس کوچک و بزرگ مناسبات انسانی شامل نظامهای بومی و محلی تا ملی و منطقه ای و بین المللی محترم شمرده شود.ادمی نسبت به جنگ از ان روی ادبار دارد که حقوق وی ودر راس ان حق حیات و زیست شایسته را به محاق هدم می برد.جهان بدون خشم و نفرت و جنگ، جهان درک متقابل و رواداری و مدارا و همبستگی است.کافی است به قواعد اخلاق جهانشمول بشری مقید باشیم.
روزگار انگاه در کنف صلح است که حقوق و تکالیف مرزهای روشن و محترمی داشته باشد. باری در همه جای جغرافیای جان و جهان ، اقامتگاه سلم و صلح هم خواستنی است و هم یافتنی ؛ان سان که ارزوی دانایان زمین اقامت در مقام امن سلم است… تنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیم ، فلک اینجاست ولی کوکب سیار آنجاست.این مطلوب نیازمند یک برنامه زیست مشترک مورد اجماع است.جهان وقتی در صلح است که همه بخواهند.این عزم فراگیر میثاق وفاق و اراده متکی بر اتحاد می طلبد.
رویه جاری جهان اکنون با بودجه های نجومی برنگ جنگ و هزینه های سلاح های کشتار جمعی و سلاح های میکروبی و هسته ای و ژنتیکی و بیولوژیکی جملگی امید ها را بر باد می دهد و مسابقه بی درنگ قدرت ها و رو کم کنی مدعیان قدرت برترین شدن دنیا ، رویای جهان بدون جنگ را به کابوس همیشگی عروسکهای سوخته در زیر هیبت مهیب بمبهای خوشه ای به محاق می برد.صدای حزین کودکان زخمی یتیم شده از کنج ویرانه های اوار جنگ اوری پهبادهای فوق مدرن و جنگنده های اف سی و پنج به گوش مسخ شده بودجه گذاران پنتاگون نمی رسد.
خشونت های قلدران عالم یک سو و خشونت های دینی و مذهبی و سیاسی نظیر داعش و طالبان و صرب ها و اخیرا فاجعه نسل کشی مسلمانان در هند تا تحریم های ظالمانه علیه مردم ایران در وضعیت کرونایی که دارو و درمان و معیشت را برای این دیار پاک صعب تر ساخته است قابل کتمان نیست.همینطور خشونت های طبقاتی جهان نظیر انچه در برزیل و هند و دیگر اقصا نقاط دنیا به عنوان فاصله طبقاتی یاد می شود و جنگ فقر و غنا را دامن می زند.خشونت های محیط زیستی سوداگران جهان از لایه ازن و گازهای گلخانه ای تا الودگی اب وهوا و زمین تراژدی غمباری است که منتهی به زیان برگشت ناپذیر طبیعت و قهر مادر گیتی از سیاره نشینان زمین بدون التفات به تر و خشک ماجرا می گردد.
دنیایی که بر پایه نا مردمی و زیاده خواهی عده ای قلیل و حق کشی و نا دیده انگاشتن اکثریتی اسیب پذیر پایه ریزی شود روی صلح نمی بییند .حتی اگر به دولت مستعجل ،گردن فرازی و اعمال اقتدار قدر قدرتان اسکات ضعفا فراهم شود اما این صلح گورستانی ، شکننده و ناپایدار ، ابستن عصیان و دستخوش طوفان قهر تحقیرشدگان است.
راه حل یکی است.احترام به فطرت و انسانیت،احترام به خلقت،احترام به طبیعت،یعنی تخلق به سلوک انسانیت،از دیو و دد ملول بودن و انسانیت ارزو داشتن.حقوق بشر سالای گفتمانی است که به مثابه یک عهد جهانی حداقل های این زیست را فراهم می کند.مطلوب مطلق نیست اما دست جهان پر هیاهو را در کوران جنگ و جدال بر گرفته وبه گوشه مامنی سوق داده تا بیندیشد بدون جنگ سوداخواهانه هم زمین و اسمان خدا انقدر فراخ و مبارک هست که جا برای همه باشد و نیازی به خون مکیدن و جان ستاندن ضعفا نباشد.
برای این راه حل تدبیر و برنامه اقدام لازم است.شناسایی حق ها و تکالیف،ترویج و اموزش فراگیر و تضمین و تبیین انها و نظارت و پایش جهانی همه ملزومات بنیادین است.به طور خاص اعلامیه جهانی حقوق بشر می تواند حداقلی از راهنمای همه سیاستها و عملکرد ها باشد.حداقل مورد اجماع بر مبنای اخلاق حقوق بشر محملی برای نشستن همه حول یک میز است.حجم هراس انگیز خشونت و بربریت موجب ان شده که مردمان جهان قبح وادبار دنیای منهای کرامت انسانی را با گوشت و پوست درک کنند و دنیای مجازی وابزار ارتباطی سبب شده در کلبه جهان گوشه و کناری در امان از نورافکن اگاهی افکار عمومی نباشد.فرصتی تا مردمان اقصا نقاط گیتی بتوانند زشتی نقض حقوق انسانی را به یکدیگر نشان داده و صاحبان حق طلبکارانه صدای خود را به گوش همگان برسانند.پیام این تبادل اطلاعات و اشتراک افکار در سپهر جهان این است…جهان بدون حقوق بشر روی صلح و عزم اشتی نخواهد داشت.مساله اصلی این است.برای این مطلب مقصود هر قدم به حساب امده و هر اقدام ارزش مند و ستودنی است.
با نگاه عاشقانه به جهان است که می توان موهبت حیات را قدرشناسی کرد و به جهان خرم از ان شد که همه عالم از اوست و عاشق همه عالم گشت که عطر و بوی نگار را در تار و پود خود تداعی گر است.روان انسانی جز به تیر غمزه یار و جنگ زلف افشان نگار طالب جنگ و خونریزی نیست.بقول حافظ …عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند…غمزه شوخش و آن طرهٔ طرار دگر…راز سربسته ما بین که به دستان گفتند…هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر…هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت…کندم قصد دل ریش به آزار دگر…بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست…غرقه گشتند در این بادیه بسیار دگر
چاره کار خیرش دانایان دنیا و پویش متعهدان به اخلاق زیسته مشترک انسانی است.تثبیت حداقل هایی از مطلوب مورد اتفاق همگان که بتواند سایه شوم جنگ و هدم و حذف را از سر مردمان این دیار زیر گنبد گیتی برداشته و درخت سلم و صلح و رفق و دوستی را بنشانده تا کام دل به بار ارد و نهال دشنمی با رنج های بیشمار را از بیخ و بن برکند.بدون انقیاد جهانی به حقوق بشر این خواسته فقط یک تخیل است.
اندیشه های بزرگ باید میدان داری جهان منهای جنگ و خشونت شوند.ارتباط نخبگان و همدلی نهادهای مدنی کشورها می تواند کمپین منهای جنگ بعلاوه صلح را تحقق پذیر سازد.فرهنگ و فرزانگی به فرصت سازی های گفتگومدار با محوریت حوزه های عمومی غیر دولتی بین همه ملت ها است.به پشتوانه این گفتگوی بین فرهنگی رواداری صورت بندی میشود .به تعبیر سعدی صاحب سخن… دو عاقل را نباشد کین و پیکار…نه دانایی ستیزد با سبکسار…اگر نادان به وحشت سخت گوید…خردمندش به نرمی دل بجوید…دو صاحبدل نگه دارند مویی…همیدون سرکشی و آزرم جویی…و گر بر هر دو جانب جاهلانند…اگر زنجیر باشد بگسلانند…یکی را زشتخویی داد دشنام…تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام…بتر زآنم که خواهی گفتن آنی…که دانم عیب من چون من ندانی.
اخلاق حقوق بشر پذیر ، تفاوت ها را جشن می گیرد.حق ها را محترم می شمارد.زیاده خواهی و استکبار را رذیلت منکوب می شمارد و سر جدال با انانیت و منیت و خود بنیادی های دیگر سوز دارد.با سلیقه قدسی خالق تکثرها هم اهنگ و همدل است و جان کلام را در تعبیر مولانای بزرگ می شناسد که : سبز گردم چونک گوید کشت باش…زرد گردم چونک گوید زشت باش…لحظه‌ای ماهم کند یک دم سیاه…خود چه باشد غیر این کار اله…پیش چوگانهای حکم کن فکان…می‌دویم اندر مکان و لامکان…
عبارت نغزی که مولانای بزرگ در مثنوی، پادزهر جنگ و خشونت معرفی می کند  وصف “بی رنگی است” به این معنا که انسان ها چون از رنگ ها و تعلقات اعتباری جعلی بگذرند رنگ بی رنگی گرفته و می توانند در سلم و صلح حیات معقول و زیست بخردانه بسازند…چونک بی‌رنگی اسیر رنگ شد…موسیی با موسیی در جنگ شد…چون به بی‌رنگی رسی کان داشتی…موسی و فرعون دارند آشتی…گر ترا آید برین نکته سئوال…رنگ کی خالی بود از قیل و قال…این عجب کین رنگ از بی‌رنگ خاست…رنگ با بی‌رنگ چون در جنگ خاست… نعلهای باژگونه‌ست ای سلیم….نفرت فرعون می‌دان از کلیم…
بانگ امان از بارگاه صلح خیزد و جهان منهای سلم جهنم گرگان گرسنه خواهد بود و تصور هابزی را تصدیق خواهد ساخت که انسان ها گرگ یکدیگرند.

قبح توسل به زور و خشم انگاه که ابزار گفتگو و مهر هست باید با صدای فراگیر رسانه های مدرن نهادین شود.مزیت عصر ارتباطات شنیده شدن صدای همگان است.این صدا را بالا و بالاتر بریم.

دنیای قرین صلح خواستنی تر برای همه است.در اموزش و ترویج ان دایر بر مدار حقوق بشر و اخلاق انسانی میثاق وفاق بندیم.فرهنگ ها و ایین های گوناگون جهت دهنده دولتهای مدرن یا سنتی ، دفترچه ایمنی و توصیه نامه ای جهانی را به رخ کشند تا در پرتو نور ان صلح و سلم با چاشنی تحمل و رواداری زمینه زیست مسالمت امیز منهای خشونت و جنگ را فراهم کند.نظامهای اموزشی و پرورشی و رسانه ها صلح را مشق و مطالبه کنند.اهنگ صلح با اقدام همگانی فراگیر می شود…یک شمع از این مجلس صد شمع بگیراند…چه صلح چمنی است که جمله گل ها به پناه او گریزد…که در او خزان نباشد…که در او گلی نریزد…امید که صلح گفتمان غالب جهان پساکرونا باشد.ان هم بر مدار حقوق بشر و عدالت!

تاریخ مطلب:

افزودن دیدگاه جدید