 |
|
تصویر روز |
|
|
 |
|
 |
| يکشنبه ١٤ شهريور ١٣٨٩ |
 |
|
عنوان ها |
|
|
 |
|
 |
|
اوقات شرعی |
|
|
 |
|
 |
|
آمار
بازدیدکنندگان |
 |
|
بازديدکنندگان
اين صفحه :
98664 |
|
بازديدکنندگان
امروز :
11 |
|
کل
بازديدکنندگان
: 162311 |
|
بازديدکنندگان
آنلاین :
0 |
|
زمان
بارگزاری
صفحه :
4.0000
ثانیه |
 |
|
|
 |
|
 |
|
 |
|
اخبار |
چاپ ارسال به دوست |
صلح و امید سمفونی ای به رنگ ایران
صلح و امید" سمفونی ای به رنگ ایران
حجت الله ایوبی
بهمن امسال شاهد رویدادی تاریخی بود... تردیدها و اگرها و اماها جای خود را به یک تصمیم بزرگ داده بود. رویای اعزام ارکستر سمفونیک تهران به چندین کشور اروپایی به عنوان سفیران صلح و امید مردم ایران در اوج سرمای زمستان امسال سرانجام به واقعیت پیوست... در این اوضاع و احوال تنها برنامه ای در این اندازه می توانست بر این همه سردی و سختی چیره گردد.. اینک سفیران صلح و امیدی که در باشکوه ترین سالن های اروپایی نغمه های دوستی خواندند به ایران بازگشتند... به این بهانه یادآوری نکاتی چند درباره این بزرگترین رخداد فرهنگی کشورمان در خارج از کشور خالی از فائده نیست:
1. اجرای برنامه در هر پنج کشور بی تردید در بهترین سالن ها انجام پذیرفت. کاخ کنگره استراسبورگ، سالن هانری لوبوف بروکسل، در مجموعه هنرهای زیبا، اودیتورریوم رم و سالن چهار هزاره نفره دودولئن پادشاهی هلند، و سرانجام یکی از مشهورترین سالن های جهان یعنی ویکتوریان هال ژنو محل برگزاری برنامه ها بودند. شکوه سالن ها، با عظمت ارکستر سمفونیک تهران در هم می آمیخت و تماشگران را بر جای خود میخکوب می کرد و صحنه های تحسین برانگیز را می آفرید.
2. استقبال فراوان از برنامه های انجام شده در همه کشورها، حتی برای مجریان و دست اندرکاران باور کردنی نبود. در این بین اجرای ژنو رامی توان بهترین اجرا و اجرای هلند را پرحاشیه ترین آنها دانست. اجراهای دیگر با شکوه و بدون حاشیه بودند. در ژنو کمی پیش از شروع، ویکتوریا هال مملو از جمعیتی فرهنگی و فرهیخته بود. حس و حال و تشویق های پیاپی جمعی که بیشترشان سوئیسی بودند وصف ناشدنی است. مدیران سالن که هر روز شاهد برگزاری کنسرت های مختلف اند مهمترین خواسته اشان تهیه سی دی برنامه بود.
اجرای ژنو پایان با شکوه این دوره اروپایی بود و خستگی سفر را از تن همگان زدود. اما سالن دو دولئن روتردام هلند حال و هوایش فرق می کرد. اجرای هلند را باید نمایش اقتدار نوازندگان ارکستر سمفونیک تهران به ویژه استاد صهبایی رهبر ارکستر دانست. منافقین و سلطنت طلب ها که از اجراهای خوب و به یاد ماندنی استراسبورگ و بروکسل به خشم آمده بودند همه هم کیشان خود را در اروپا فراخواندند تا راه را برادامه مسیر سفیران صلح و امید ببندند. آنها تنها و تنها رویای برهم زدن کنسرت را در ذهن می پروراندند و حتی دست به دامان نمایندگان صهیونیست و ایران ستیز مجلس هلند نیز شده بودند. این نمایندگان از شهرداری خواستار لغو برنامه و از پلیس خواهان همکاری بیشتر با گروههای معترض برنامه بودند. بر اثر فشار چند نماینده مجلس هلند شهرداری مجبور شد محل تجمع منافقین را به کمتر از صد متری محل برگزاری منتقل نماید.
نتیجه این همه تلاش، تنها حضور حدود پنجاه نفر در برابر سالن و سپس هجومشان به درون سالن بود که جمعی علاقه مند در آن گرد آمده بودند تا هنر نمایی نوازندگان ایرانی را ببینند. با شروع زیبای برنامه این گروه به خشم آمده از این مجلسِ با شکوه، اوج بی فرهنگی خود را به نمایش گذاشتند و با ورود به روی سن خود را به لابلای نوازندگان کشاندند و صحنه های زشت را آفریدند که مایه ننگ و نفرت هر ایرانی است... پرچمی که در دستان این مهاجمان بود تنها و تنها رنگ نفرت و تباهی داشت ...اما سفیران صلح و امید ایران خم به ابرو نیاوردند... آنها با صبوری خود نشان دادند که با طراواتند و نشان دادند که سفیران شایسته ای برای رساندن پیام صلح و دوستی مردم ایرانند....
دختران نوازنده که از گونه هاشان اشک و از دل های پاکشان خون فواره می زد با صبوری نت ها را پاسداری کردند و رقص چوبک های رهبر مصمم و محکم ارکستر را به نغمه های زیبای صلح و دوستی ترجمه کردند... پلیس هلند نیز تاب این همه بی فرهنگی را نیاورد و این چند ناایرانی منافق را در بین کف و سوت حاضرین به بیرون سالن پرتاب کرد.... ارکستر با تشویق حاضرین پایان یافت و این آرزوی نامیمون نیز مانند دیگر آرزوهایشان نقش بر آب شد....
3. اشک شوق و تشویق های پیاپی ایرانی ها و اروپایی ها نشان از اهمیت این رخداد داشت. در شرائطی که همه رسانه ها ماهها بر طبل بی ثباتی در ایران بزرگ می کوبیدند و اختلاف های خانوادگی را به براندازی تفسیر می کردند حضور حدود 150 هنرمند بر روی سن، خود بهترین نشانه آرامش و ثبات بود. و این همان صحنه ای بود که بداندیشان را سخت بیمناک و خواب هایشان را آشفته تر می کرد.
در استراسبورگ چندین ایرانی پس از آغاز باشکوه برنامه پارچه های آغشته به رنگ سیاست را آرام و بی صدا کنار گذاشتند و به یک رنگی ایران در آمدند... آنها می گفتند که شبی به یادماندنی را که مدت هاست در انتظار می کشیدند گذرانده اند و هنرمندان و مدیران را غرق لطف های خود می کردند..
در هلند یک ایرانی که در زیر باران خیس آب شده بود دوان دوان خود را به سالن رساند او در میان بهت همگان بزرگی روحش را با بوسیدن دست یکی از مدیران برنامه که از این اقدام غافلگیر شده بود به نمایش گذاشت... او در حالی که اشکش را پاک می کرد می گفت بوی ایران می دهید... او می گفت از من خواسته اند که لباسی به رنگ سیاست بپوشم... اما من با کاپشن آمدم و ترجیح دادم در این برنامه با لباس سربازی ایران شرکت کنم... همه آنها که سخنان این مرد با وقار و پای به سن گذشته را که فارسی را هم دیگر با لهجه هلندی سخن می گفت شنیدند بغض هاشان ترکید و اشک بر گونه هایشان غلطید.
4. این رخداد بزرگ را گروهی اندک اما با تجربه و عاشق مدیریت نمودند...اجاره سالن ها، هماهنگی برای نور و صدا، اقامت و پذیرایی برای 150 نفر و سفری دوازده روزه به پنج کشور، تبلیغات محیطی و فراخوان برای دعوت از مردم در کوتاه ترین مدت و به بهترین گونه انجام شد. در بیشتر این کشورها روزنامه و رادیو و در مواردی تلویزیون ها برنامه ها را اعلام کردند نظم و هماهنگی در اوج بود و هیچ برنامه ای با مشکل مدیریتی روبه رو نبود. سفر طولانی و خسته کننده نوازندگان به خوبی مدیریت شد و همه کوشش کردند تا این عز یزان شایسته به کمترین مشکل و حاشیه این روزها را سپری نمایند...صبوری سفیران صلح جبران کاستی های مدیریتی بود...کوشش معاونت هنری وزارت ارشاد، و مدیریت خوب اعضای کم شمار انجمن صبا در فرانسه یعنی همان آفرینندگان شب سفید، بهارهای ایرانی، جشن های موسیقی سالیان پیش در فرانسه جداً ستودنی است.
5. شیرینی این واقعه، کلمات تلخ را مجال نشستن بر جان این نوشتار نمی دهد. اما این پرسش برای تاریخ می ماند که چرا برخی از نمایندگان سیاسی و فرهنگی کشورمان در اروپا، دیدار با سفیران صلح و امید را که بی ادعا و بی هیچ خواهشی قدم در حوزه های ماموریتشان گذاشته بودند تحریم کردند؟ این حادثه تاریخی و تاریخ ساز بود و رفتارهای صورت گرفته در برابر این رخداد نیز به اندازه تاریخ قد می کشند و می مانند... تاریخ سفیر محترم ایتالیا را که این میهمانان آرام و بی خواسته را با رویی باز مورد مهربانی قرار داد می ستاید...و اما آنهایی که حتی همکاران خویش را از هر گونه تماسی با این گروه بازداشتند نیز نکوهش می کند... برخلاف ایتالیا و هلند جای همه آنها در برنامه های زیباخالی خالی خالی بود....سلامی به رسم ایرانی و خوش آمدگویی از سوی حافظان منافع ملت ایران در برخی از این کشورها جایش بسیار خالی بود. |
10:21 - پنج شنبه 15 بهمن 1388 / شماره : 182 / تعداد نمایش : 417 |
|
 |
|
| |
|