نویسنده : محمد رعد - لبنان
مقاومت، تروريسم و انقلاب اسلامي
درودهاي ملت مقاوم لبنان را به حضورتان تقديم ميكنم، ملتي كه به تازگي از درندهخوترين تجاوز تروريستي كه دولتهاي طاغوتي دنيا آن را حمايت ميكنند، پيروز بيرون آمده است. درودهاي مقاومت كنندگان شجاع را به حضورتان تقديم ميكنم، آنان كه دشمن صهيونيستي را كه ميخواست به زمين و كشورشان تجاوز كند، به فراري فضاحتبار وادار كردند. دشمني كه با نااميدي و شكستي فضاحتبار در مأموريت سلطه بر منطقه كه طبق نقشة مستكبران طراحي شده بود، ناكام ماند و مجبور به عقبنشيني شد. درود صميمانه ميفرستم به ملت مسلمان ايران. ملتي والا مقام، انقلابي، فداكار كه عليرغم همة فشارهاي وارد بر آن كه خواهان به زمين انداختن و گرفتن حقوق مشروعش و مجبور كردن وي به پذيرفتن سياست تلخ مستكبران است، هنوز هم مقاومت ميكند. درود بر اين ملت كه الگويي براي ملتهاي دنياست. ملتي كه سرود آزادي و كرامت، عزت و پيروزي را بر لب دارد. درود ميفرستم به رهبر بزرگ اين ملت، آيتالله العظمي، ولي فقيه سيدعلي خامنهاي (حفظه الله).
بسيار خرسندم كه اين كنفرانس در تهران كه امروز امالقري مقاومت است، برپا ميگردد. اين كنفرانس نام «فرهنگ مقاومت» گرفته و در مورد مسألهاي بسيار مهم «جهان اسلام قرباني تروريسم» بحث ميكند. اين مكان به علت دلالت رمزي آن از عزم و ارادة فرزندان انقلاب اسلاميايران سخن دارد و حكايت از تصميم آنها بر ايستادگي و مقاومت و ارايه الگوي پاك شخصيت متمدن براي ساختن جامعهاي انساني، نويد دارد. فرهنگ پيشرو كه سعي در تحقق عدالت و پيروزي مظلومين را نشان ميدهد. روزگار ما روزگار نااميدي طاغوتهاست كه فكر ميكردند ميتوانند نقشههاي جهان اسلام را در هم بريزند و دوباره مطابق مصالح و مطامع خود و با احتساب پايمال كردن حقوق، آزادي و كرامت انسان، ساختاري نو را طراحي كنند. روزگار ما روزگار بيداري مردم و مستضعفين و قيام عليه سياستهاي مروج جهل، فقر و بهرهكشي مستكبرين و مجريان اين سياستها در منطقه يعني همان نظامهاي سرسپرده ميباشد.
مقاومت يك مفهوم فرهنگي واقعي از اراده براي زندگي است و كسي كه مقاومت نميكند، مرده است. ملتي كه تجزيه ميشود و چشمههاي ابداع و پيشرفت آن خشك ميشود و نتواند امور زندگي خود را تنظيم و اداره كند، در حقيقت دچار تحجّر و بي¬مبالاتي و بيهمتي ميشود. ملتي كه به اين حالت ميرسد، ديگر نميتواند نقشهاي خود را به خوبي ايفا كند و در نتيجه ملتي خواهد بود كه دشمنان بر نيرومنديهايش چيره ميشوند و بر سرنوشت آن و نسلهاي آيندهاش حاكم خواهند شد.
چون مقاومت نشانة زندگي ملتها و امّتهاست، بايد به معني آن با دقت و اهميت توجه كنيم. فرهنگي كه از مقاومت بيرون ميآيد دو نوع است يا فرهنگ سرد و كهنه و بياراده، يا فرهنگ نو، اصيل و پويا كه بخشنده و خروشان است و در عين انعطافناپذيري، سخت و مستحكم ميباشد. از آنجايي كه مقاومت راهي است كه با توسل به آن مستضعفين ميتوانند بر عليه ظلم قيام كنند و سرزمينشان را آزاد كرده و جايگاه خود را مقاوم كنند، بنابراين، آنچه كه بيشتر مستكبران را ميترساند، آن است كه ملتها به روش مقاومت ملتزم شوند. از اين رو آنها به حملات تبليغاتي براي بد نام كردن آن مقاومت روي ميآورند. در حقيقت، حملات تبليغاتي يكي از سلاحهايي است كه مستكبران براي تحقق اين هدفها به كار ميبرند: متزلزل كردن اعتماد مردم نسبت به مقاومت، درستي و صداقت اهداف و تلاشهايش، محاصره كردن آنها با تهمتهاي بيپايه و اساس كه با جنایت، تروريسم و اعمال ضدبشري آنها را تسويه ميكند.
توسل به اين شيوهها ميتواند سادهانديشان را براي مدت كوتاهي متوقف كند اما هميشه و همهي مردم را نميتواند فريب دهد. آمريكاييها عليه مقاومت در لبنان به مقابله برخاستند. از شيوهها و وسايل پيشرفته براي پراكنده كردن مردم و دور كردنشان از مقاومت استفاده كردند. اما راستگويي، پايداري، نيكانديشي، مديريت و همراهي با مردم و هوشياري دايم نسبت به تحركات دشمن و جايگزين كردن مداوم نيروها براي رويارويي با دشمن و بيش از همه اينها توكل مستدام به خدا باعث شد اشغالگران صهيونيستي كه مورد حمايت دولتهاي بزرگ و در رأس آنها امريكا ميباشند، به موشهايي وحشت زده تبديل شوند و از مواجهه با پهلوانان شجاع مقاومت اسلاميفرار كنند.
آقايان، تروريسم يك ريشه دارد حتي اگر به شكلهاي مختلف ظاهر شود. تروريسم سركشي، احساس برتري، بينيازي و عظمت از نوع استبداد و طاغوت است. استبداد براي سركوبي، كشتار و نابودي براي حمايت از يك نظام يا در دست گرفتن انحصاري قدرت، از انگيزههاي اساسي تروريسم ميباشند. منطق «كسي كه با ما نباشد عليه ماست» منطق تروريسم است. يكي از جديدترين و خشونتآميزترين انواع تروريسم كه توسط دولتهاي استكباري در عصر ما اعمال ميگردد، نمايش قدرت و برتري نظاميبراي ترساندن گروههاي مقاومت و ملتها و تعرض به آزادي، حاكميت و ارزشهاي ديني آنهاست. به بازي گرفتن قوانين بينالمللي و اشغال مؤسسههاي تابعة سازمان ملل براي خدمت و حمايت از منافع و مصالح تعدادي از كشورها و پايمال كردن مصالح دولتهاي ديگر، استفاده از فشارهاي گوناگون براي رسيدن به اين اهداف، همانا از روشهاي برملا شدهي تروريسم بينالمللي و سازمان يافته و نظامند است. تروريسميكه دولت آمريكا امروزه عليه دولتهاي جهان اسلام و عرب و مستضعفين به كار ميبرد.
با آنكه آمريكا سعي ميكند با استفاده از روشهاي به ظاهر پسنديده نظام خود را دمكراتيك نشان دهد اما هنگاميكه به طرفداري از دشمن صهيونيستي در لبنان يا در فلسطين ميايستد، يا آنكه از همهي نفوذ سياسي و فعّال خود استفاده ميكند تا از صدور اعلاميهاي عليه تروريسم آشكار صهيونيستي جلوگيري كند، همهي اينها رنگ ميبازد و ما چهره واقعي او را ميبينيم. آيا عار و ننگ نيست كه جهان غرب تبليغات هستهاي اسراييل و خطرات آن بر علیه اسلام و امنيت بينالمللي را ناديده ميگيرند و بر عليه حق مشروع ملت ايران در پيشرفت كشور خود، چنين تبليغات و هياهويي به راه مي¬اندازند. در حالي كه ايران بارها گفته كه انرژي هستهاي را براي اهداف صلحآميز ميخواهد.
جهان اسلام از فلسطين گرفته كه در آن آمريكا با پشتيباني از اسراييل اشغالگر و ناديده گرفتن حقوق ملت فلسطين و به ويژه حق بازگشت به سرزمين خود، تا بحرانآفريني در سودان كه دولت آن متحمل ميشود، مانند آنچه كه امروز در دارفور براي ريختن خون اين ملت، تهديد امنيت و پيشرفت آن اتفاق ميافتد، تا سومالي اشغال شده و در التهاب، تا عراق زخم خورده به علت استمرار اشغال امريكاييان و رواج تروريسم خونين عليه شهروندان مسلمان، مقدسات و مكانهاي مقدس توسط آمريكا، تا افغانستان بيثبات، تا ميدانگاه ناوگان دريايي جنگي كه تشويش و تيرگي در منطقة خليجفارس را باعث شده و تا صحنهي فشارهاي بينالمللي عليه ايران اسلاميبراي محروم كردنش از حقوق مشروع و طبيعي استفاده از نيروي هستهاي صلحآميز را ميبينيم. سرانجام به لبنان ميرسيم كشوري كه در آن دولت امريكا از دشمن صهيونيستي براي آغاز جنگ عليه سرزمين و ملت لبنان استفاده ميكند و با وجود شكست در برابر شجاعت مجاهدينش، از شوراي امنيت مانند ابزار كپيبرداري براي صدور بيانيههايي بينالمللي عليه ملتها استفاده ميكند. اين امر اعتبار اينگونه سازمانهاي بينالمللي را زير سؤال ميبرد، به گونهاي كه ديگر اين سازمانها نميتوانند، بحراني چون بحران لبنان را حل كنند.
همهي اين تصاوير و رويدادها در جهان اسلاميما نتيجهي سياستهاي امريكا است. سياستي كه مصدر تروريسم و حمايتكننده آن است. او حاميسياستهاي سيطره و سلطه بر جهان اسلام به طور كامل است. او ميخواهد كشورهاي اسلاميرا يكي يكي تجزيه كند و نيروهاي مسلمان را تحليل دهد و از وحدت حتي اگر در چند كشور هم باشد جلوگيري كند. رژيم صهيونيستي را در رأس سرنيزهاش قرار ميدهد تا از مصالح وي و مصالح جهان غرب نگهباني كند و ملتهاي جهان اسلاميرا تهديد كند و تشكلهاي خارجي را به اطاعت خود درآورد. از اين رو مسئوليت شرعي، اخلاقي و انساني ما آن است كه مقاومت را كه يك وسيلهي دفاع مشروع از حقوق، سرزمين آزاد، و حاكميت ماست، گسترش دهيم. نمونهي بارز و زنده مقاومت را در دفاع ملت لبنان عليه جنگ اسراييل شاهد بوديم، اين مقاومت ميتواند. ارادهي امت اسلاميرا محكم سازد تا از حيات و امنيت خودش دفاع كند. مقاومت يعني اراده و اراده در نتيجه ايمان است و ايمان، دري به سوي بازگشتن به اصل و هويت و نقش اصيل اسلام است.
انقلاب اسلاميايران الگوي مقاومت است. انقلاب اسلامييك تحول استراتژيكي عمدهاي در سطح بينالمللي و در سطح ملتها به وجود آورد. نمونة مقاومت اسلاميدر لبنان نيز بر درستي مقاومت صحّه گذاشت و فراواني اين نمونهها و الگوهاست كه مستكبرين را امروزه به بنبست كشانده است.