دکتر نادر ساعد
چکیده
صلح همانند آرمان هائی نظیر عدالت و امنیت، یکی از ارزش های انسانی شناخته شده در همه فرهنگ ها، تمدن ها و نظام های فکری است که در طول تاریخ بشر انسانها را دلمشغول نموده است. با این حال، جنبه های مختلف و گوناگون صلح و همچنین محیط های متعدد آن هم از جنبه نظری و هم عملی، نگرش های متکثری را در این رابطه شکل داده و نظام بین المللی و نظامهای ملی معاصر نیز همچنان در این تکثر سیر می نمایند.
مساله این است که در وضعیت معاصر و با آشکار شدن اولویت پیش شرط ها، بسترها و جنبه های مادی و معنوی نیاز انسان به زندگی در صلح، اهمیت گام برداشتن به سمت برقراری عدالت، توسعه و کرامت انسانی (صلح مثبت) بر پیشگیری از وقوع درگیریهای مسلحانه و خشونت های کمتر از جنگ (صلح منفی) تقدم یافته است؛ گوئی اندیشه حاکم بر ساختارها و نظام بین المللی بعد از 1945 که متکی بر اولویت جلوگیری از تکرار جنگ های جهانی استوار بوده، وجاهتی ثانویه یافته و به اتخاذ اقدامات جهانی برای توزیع عادلانه امکانات زندگی و قدرتهای اقتصادی و سیاسی منوط شده است. با این حال، تحلیل صلح و مولفه های آن مستلزم تفکیک گستره میان دولتی و بین انسانی آن و همچنین مداقه در آسیب های سیتمی جهانی است که صلح بین المللی در وضعیت معاصر را همراه با «امنیت» و از مجرای صلاحدید دولتها و مناسبات میان دولتی تعریف و تعقیب می نماید.
این نوشتار، به سطوح و آستانه های مختلف تحلیل صلح و همچنین عناصر حقوقی دخیل در این رابطه را با تكيه بر گفتمان صلح عادلانه می پردازد.
واژگان کلیدی: صلح، صلح مثبت، صلح منفی، صلح عادلانه، صلح بین المللی، سازمان ملل متحد، یونسکو.
برای دریافت متن کامل مقاله اینجا را کلیک کنید.