پرچم نشانه و علامتي از جنس پارچه که گوياي هويت ملي است و قابليت حمل، نصب و به اهتزاز درآمدن در مکاني را داراست.هدف از تهيه پرچم متمايزکردن افراد يک ملت يا سازماني خاص مي باشد. پس مي توان پرچم را اينگونه تعريف کرد که " نماد يک گروه، سازمان يا کشور است که بيشتر روي پارچه و گاهي کاغذ بصورت رنگي طراحي ميشود". تاريخچه فکر درست کردن پرچم، احتمالاً به هزاران سال پيش بازمي گردد؛ به زماني که شکارچيان و جنگجويان اوليه قصد داشتند از اين طريق به دوستان و دشمنان خود بفهمانند که خيال جنگ دارند يا درصدد ايجاد دوستي و صلح هستند. پرچم هاي اوليه از پوست حيوانات يا پرندگان ساخته مي شد. مصريان باستان تير چوبي بلندي را حمل مي کردند که مجسمه فلزي يک پرنده يا يک حيوان و يا هر چيز ديگري، در بالاي آن قرار داشت. گفته مي شود اولين پرچم هاي پارچه اي در دنيا؛ توسط چيني ها و هندي ها ساخته شد به طوري که چيني ها، 1100 سال قبل از ميلاد، داراي پرچم پارچه اي بوده اند. در اوايل حکومت روم، سربازان رومي نيز تيرهايي از جنس چوب با خود حمل مي کردند که شکل حيوانات مختلف در بالاي آنها نصب مي شد اما بعدها، آنها هم شروع به استفاده از پرچم هاي پارچه اي کردند. در اروپاي دوره قرون وسطي، استفاده از پرچم هايي متداول گشت که نوع آن مختلف بود.در آن دوران علاوه بر اينکه سربازان جنگ هاي صليبي، در پيکارهاي مذهبي خود پرچم حمل مي کردند ؛ برخي خانواده هاي سلطنتي و اشرافي هم از پرچم هايي که گوياي علامت مخصوص خانوادگي آنها بود براي معرفي خود استفاده مي کردند. و اما درباره معنا و ريشه اين واژه؛ گفته مي شود پرچم واژه اي سغدي است که از دو واژه " پر" يا " بر" به معني بالا و" چم " به معناي خميده ترکيب شده است و همان منگوله يا شرابه ابريشمي، موي يا دم غژگاو است که در گذشته بر سر درفش و نيزه مي بستند. اين واژه از زبان سغدي به زبان ترکي و سپس به زبان فارسي راه يافته است. اين واژه با مرور زمان، پيرو اطلاق جزء بر کل، بر خود درفش نيز اطلاق شد و نخستين فرهنگستان ايران کاربرد آن را به همين معني و به جاي علم و بيرق تأييد کرد که در پارسي از واژه " درفش" به جاي پرچم نيز استفاده ميشود. "علم" يکي از واژههاي بيگانه اي است که در زبان فارسي براي واژه پرچم کاربرد دارد. اولين پرچم شناخته شده ايراني به درفش کاوياني معروف است که به دوره ساسانيان مربوط مي شود. درفش کاويان، کابيان، کافيان، کاوان، اختر کاوياني، علم فريدون از ديگر اسامي درفش کاوياني محسوب مي شود. به گفته مورخين اسلامي درفش اسطورهاي ايران؛ از عهد قديم تا پايان ساسانيان، هزار هزار(يک ميليون) سکه طلا ارزش داشته است که به قيام کاوه آهنگر عليه ظلم و ستم آژيدهاک (ضحاک ) اشاره دارد. طبق افسانه ها، ضحاک شاه ظالمي بود که شيطان بر شانههايش بوسه زد و از جاي بوسه مار روييد که خوراک آنها روزانه مغز دو جوان بود. کاوه آهنگر کسي که جان هفده فرزندش قرباني مارها شد، براي آن که مردم را عليه ضحاک بشوراند، پيشبند چرمي خود را بر سر چوبي کرد و آن را بالا گرفت تا براي پيکار با ضحاک، مردم با او همراه شوند. با همت و اتحاد مردم کاخ فرمانرواي خونخوار فرو ريخت و فريدون بر تخت شاهي نشست و فرمان داد تا پاره چرم پيشبند کاوه را با ديباهاي زرد و سرخ و بنفش و در و گوهر آراسته کنند و نامش را درفش شاهي بخوانند، به اين ترتيب درفش کاوياني پديد آمد. بعدها هر پادشاهي به آن گوهري ميافزود، به همين سبب در تاريکي شب نيز درفش کاويان ميدرخشيد. مي گويند درفش کاويان نشان جمشيد و نشان فريدون نيز ناميده ميشد. فردوسي درباره درفش کاويان در شاهنامه خود چنين ميگويد: فرو هشت ازوسرخ وزرد وبنفش همي خواندش کاوياني درفش علي رغم اينکه درفش کاوياني به درفش افسانه اي و اساطيري معروف است ولي بايد گفت ايران از ديرباز داراي چنين نشاني بوده است و براي اثبات چنين ادعايي مي توان به " درفش شهداد" اشاره کرد که در سال 1347 و به قولي سال 1350توسط ميرعابدين کابلي در کوير شهداد کرمان کشف شد. اين درفش اولين پرچم شناسايي شده ايراني است از جنس فلز، مربوط به عصر آهن و به جا مانده از هزاره سوم پيش از ميلاد مي باشد که بر روي آن نقش درخواست آب از الهه باران حک شده واز قطعهاي چهارگوش و ميلهاي فلزي تشکيل شده است.اين مربع حول ميله ميچرخد، بر بالاي ميله يک عقاب با بالهاي گسترده در حال فرود به چشم ميخورد. مکتوبات پيشينيان بيانگر اين مطلب است که ايران از گذشته اي دور داراي چنين نشاني(پرچم)بوده است، چنانچه در اوستا به درفشي به شکل گاو بالدار(درفشا) اشاره شده است. پرچم دوران هخامنشي به احتمال زياد عقابي با بالهاي گشوده با قرص خورشيدي در پشت سر عقاب بوده است. علي رغم اينکه پرچم مورد استفاده اشکانيان به خورشيد مزين بوده است، اما دستههاي هزار تايي ارتش اشکاني پرچمي ابريشمي مزين به اژدها، با خود حمل مي کردند. در کتيبههاي سنگي دوران ساساني نقش چهار پرچم را ميتوان يافت. يکي در بيستون مربوط به شاپور دوم که پرچم ترسيم شده گشوده نميباشد و سه پرچم که در نقش رستم حک شده است. از اين سه پرچم يکي متعلق به هرمز دوم منقش به چليپاي(صليب)افقي که داراي سه دنباله آويزان بوده است. در نقش مربوط به بهرام دوم، بالاي سر نيزه بهرام حلقهاي ديده ميشود که دو پارچه از آن آويزان است با خطوطي عرضي که منگولههايي به آنها متصل ميباشند. در نقش شاپور دوم نيز پرچم داراي يک چليپا و منگولههايي آويزان برسه گوي راه راه ، که مشابه گوي موجود درتاج پادشاهان ساساني ميباشد. بنا به گفته کاوه فرخ(مورخ و ايرانشناس معاصر) منبع اطلاعات فوق، کتيبههاي ساساني و پارهاي اشارات منابع رومي است، همچنين هجده مهر مربوط به دوره ساساني که در اطراف درياچه آرال کشف شده نيز گوياي چنين اطلاعاتي مي باشد. رنگ پرچم هاي به کار رفته در ايران، بنا به سليقه حکام در ادوار مختلف، تغيير مي کرد؛ به گونه اي که، در قرون اوليه بعد از اسلام پرچم خلفاي عباسي و پيروان و طرفداران آنها، به رنگ سياه و پرچم علويان، فاطميان مصر و شورشيان ايراني مخالف خلفاي عباسي به رنگ سبز و سفيد به کار مي رفت. از حدود قرن 9 هجري (پانزده ميلادي) نشان شير و خورشيد نشاني بود که درپرچمهاي ايران تعبيه شد.قديمي ترين پرچم شير و خورشيددار شناخته شده به دوره تيموريان باز مي گردد(سال 826 هجري قمري ،حدود 1423 ميلادي) . اين نشان در دورههاي مختلف نزد سلاطين به صورتهاي متفاوتي تعبير شده است، در ابتدا تنها سمبل ستارهبيني بود نه نشانه سلطنت، اما بعدها تعبيري اسلامي- شيعي پيدا کرد و در دوران قاجار و پهلوي به اين نشان تعبيرهاي مليگرايانه و سلطنتي داده شد.دادن شمشير به دست شير در اين نشان، از زمان فتحعلي شاه قاجار مرسوم شد. يحيي ذکاء (پژوهشگرو استاد دانشگاه) تصوير دو پرچم از مهمترين پرچمهاي رايج در روزگار قاجار( سال 1306 هجري قمري، 1886 ميلادي) را اين گونه تعريف کرده است که "اولين پرچم، مربع شکل، نوار بالايي آن سبز، پاييني قرمز و زمينه پرچم سفيد رنگ است که در مرکز آن يک شيروخورشيد قرار دارد. از اين پرچم براي ساختمانهاي دولتي و يادمانهاي سلطنتي، قلعهها و بنادر و هرآنچه به دولت و سلطنت مربوط بود استفاده ميکردند. پرچم ديگر نيز سه رنگ است با اين تفاوت که پهناي نوارها مساوي است. شير و خورشيد چنان در ميان اين پرچم جاي گرفته که هر سه رنگ را دربر ميگيرد. اين پرچم را ميتوان نخستين پرچم "سه رنگ" ايران دانست." در تعابير انتخاب اين سه رنگ، اختلاف نظر وجود دارد. برخي معتقدند انتخاب رنگهاي سبز و سفيد بي ارتباط با سنتهاي شيعي و اسلامي نبوده و قرمز نشان دهنده قدرت نظامي بوده است. سالها بعد نشان پرچم تعبيري منطقي يافت و رنگ سبز به عنوان نشان اسلام، رنگ سفيد نشان صلح و قرمز نشان رشادت و دلاوري تفسير شد. گفته مي شود در ابتداي مشروطيت عدهاي قصد داشتند که پرچمي قرمز رنگ با نشان شير و خورشيد جايگزين پرچم سه رنگ کنند، اما الحاقيه پنجم قانون اساسي مشروطه ( 1285/1906)، پرچم سه رنگ سبز و سفيد و سرخ را با شير و خورشيد؛ نشان رسمي ايران اعلام کرد. در دوره سلطنت محمد رضا پهلوي، مدت کوتاهي ايران داراي سه پرچم رسمي بوده است."پرچم ملي" که فقط داراي سه قسمت مساوي به رنگ سبز، سفيد و سرخ بود."پرچم دولتي" که تنها تفاوت آن با پرچم ملي در نقش شير و خورشيد آن بود که مخصوص ادارات، دستگاههاي دولتي و روابط خارجي به کار برده مي شد و در نهايت " پرچم سلطنتي" به رنگ آبي آسماني که در گوشه سمت چپ آن تاج پهلوي نقش شده بود. رخداد انقلاب در کشور ايران؛ باعث برچيده شدن نظام سلطنتي، برپايي حکومت جمهوري اسلامي و ايجاد تغيير و تحول اساسي در بنيان هاي فکري اين مرز و بوم شد. سي سال پيش در چنين روزي مصادف با 9 مرداد 1358 نشان شير و خورشيد از روي پرچم ايران حذف و نشان جمهوري اسلامي جايگزين آن گرديد. طراح آرم پرچم ايران، حميد نديمي، دانشيار دانشکده معماري و شهر سازي دانشگاه شهيد بهشتي بوده است. در اصل هجدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مصوب سال 1358(1979 ميلادي) در مورد پرچم گفته شده است که؛ پرچم جمهوري اسلامي از سه رنگ سبز، سفيد و سرخ تشکيل ميشود. نشان جمهوري اسلامي (تشکيل شده با حرف الله) در وسط آن قرار دارد.نشاني که بيانگر "الله " و شعار "لا اله الا الله " و نمايشگر لاله که سمبل خون شهيد است به رنگ قرمز در ميان پرچم و روي رنگ سفيد قرار گرفته است. همچنين 22 " اللهاکبر" به رنگ سفيد و به نشانه پيروزي انقلاب در روز 22 بهمن، در حاشيه پايين رنگ سبز و حاشيه بالاي رنگ قرمز(يازده بار در رنگ سبز و يازده بار در رنگ سرخ) با خط بنايي(خطي که شعار الله اکبر را بر منارههاي مساجد اسلامي نقش ميکند) نوشته شده است. طبق استاندارد رسمي کشور ايران پارچه پرچم بايد از نخ پنبهاي خالص سفيد و مرسريزه شده و يا مخلوط پنبه - پلي استر و ويسکوز- پلي استر(معمولا به نسبت 65-35 درصد) تهيه شود در ضمن از ابريشم و پشم نيز ميتوان استفاده نمود، ولي پارچه پرچم نبايد از ويسکوز خالص باشد. بافت پارچه پرچم ساده و از نوع تاري و پودي است. حال با همه اين تفاسير بايد گفت با توجه به اينکه ايران از ديرباز مهد تمدن محسوب مي شده؛ همواره از دانش انسانهاي فرهيخته بهره مند گشته و هر رخدادي در ميهن ما متاثر از انديشه هاي ناب بوده است.با اين استناد مي توان گفت طرح نشاني که گوياي هويت ملي و اسلامي اين ديار است از اين قاعده مستثني نبوده و موجب افتخار هر ايراني در هر نقطه از جهان مي باشد. پرچم ايران؛ نشاني است که پيام آور باورهاي اعتقادي، صلح، دوستي، رشادت و دلاوري مردمان اين سرزمين نيکو مي باشد.
11:24 - شنبه 9 مرداد 1389 / شماره : 3323 / تعداد نمایش : 103